یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
گر در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم


حرم و دیر یکی مسجد و پیمانه یکی است
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی است
هر کسی قصه ی شوقش به زبانی گوید
چو نکو می نگرم حاصل افسانه یکی است
این همه قصه ز سودای گرفتاران است
ور نه از روز ازل دام یکی دانه یکی است


کار جهان به اهل جهان وا گذاشتیم
چون آهوی رمیده ز وحشت سرای شهر
رفتیم و سر به دامن صحرا گذاشتیم
ما را به آفتاب فلک هم نیاز نیست
این شوخ دیده را به مسیحا گذاشتیم
بالای هفت پرده ی نیلی است جای ما
پا چون حباب بر سر دریا گذاشتیم
ما را بس است جلوه گه شاهدان قدس
دنیا برای مردم دنیا گذاشتیم
در جستو جوی یار دل آزار کس نبود
این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم
ایمن ز دشمنیم که با دشمنیم دوست
بنیان زندگی به مدارا گذاشتیم
صد غنچه ی دل از نفس ما شکفته شد
هر جا که چون نسیم سحر پا گذاشتیم
ما شکوه از کشاکش دوران نمی کنیم
موجیم و کار خویش به دریا گذاشتیم
از ما به روزگار حدیث و وفا بس است
نگذاشتیم گر اثری یا گذاشتیم
بودیم شمع محفل روشن دلان رهی
رفتیم و داغ خویش به دلها گذاشتیم


می توانی از هر دگرگونی در زندگی درس مهمی بیاموزی
در برخورد از هر دگرگونی در زندگی،
شاید بگویی که نه، تاب نخواهم آورد.
اما می آموزی که کنار زدن مشکلات یکی پس از دیگری،
چندان هم دشوار نیست.
دشواری زمانی خواهد رسید که از برخورد با مشکل بگریزی.
آنگاه است که باز می گردد و تو را به مبارزه می خواند.
دگرگونیها گاه بسیار دردناکند،
اما به ما میآموزند که میتوانیم تاب بیاوریم و نیرومندتر گردیم.
هر آنچه پیش می آید مقصودی را دنبال می کند،
ولی نتیجه کار در دست تو و شیوه مبارزه توست.
خردمندانه زندگی کن.
بردباری را پذیرا باش،
و همیشه آماده رویارویی با دشواریها.
شری.ال.هاووس هولدر


دوش یارم زد چو بر زلف پریشان شانه را
مو به مو بگذاشت زیر بار دلها شانه را
نیست عاقل را خبر از عالم دیوانگی
گر ز نادانی ملامت می کند دیوانه را
در عزای عاشق خود شمع سوزد تا به حشر
خوب معشوق وفاداری بود پروانه را
جز دل سوراخ سوراخش نبود از دست شیخ
دانه دانه چون شمردم سبحه ی صد دانه را
این بنای داد یارب چیست کز بیداد آن
دادها باشد به گردون محرم و بیگانه را
از درو دیوار این عدلیه بارد ظلم وجور
محو باید کرد یکسر این عدالتخانه را
(فرخی یزدی)


امروز لابلای دست نوشته هایی که از بچه ها یادگاری گرفتم(البته خیلیهاشو به زور) یه شعر پیدا کردم گرچه شاعرشو نمیدونم کیه ولی با خوندنش یه عالمه خاطره واسم زنده شد من این شعرو تقدیم میکنم به همه ی اونایی که تا حالا باهاشون همکلاسی بودم از همون مهد کودک بگیر و همین جور بیا بالا همکلاسی های دوران دانشگاه حتی اونایی که تو یه درس همکلاسی من بودن حتی اگه یه لحظه با هم تو یه کلاس نشستیم به حرمت همون لحظه![]()
سلام ای غریبه ی همیشگی!!!
مرا که میشناسی
منم همان که با تو همکلاسی ام
همان که با تو سالها
مسافر غریب راه بوده است
و رد پای چشمهای هر دو مان
به سوی تخته سیاه بوده است
من و تو سالهای سال
کنار هم نشسته ایم
ولی هنوز دستهایمان غریبه مانده اند
و چشمهایمان برای هم
ترانه های دوستی نخوانده اند
میان ما
همیشه یک پل شکسته بوده است
و دستهایمان همیشه برای یک شروع
همیشه خسته بوده است
نگاه ما برای هم
همیشه مثل یک علامت ؟ مانده است
و این جدایی غریب
میان اسمهایمان
هزار "خط فاصله" نشانده است
تو تا بحال حساب کرده ای اگر
دو دست از دو دست کم شود
جوابمان همیشه صفر می شود
همیشه صفر!
به هیچ کس نگو که من برای تو
دلم همیشه تنگ می شود
و هر زمان که غایبی
دلم هزار راه می رود
هزار رنگ می شود
تو تا بحال حساب کرده ای
دو دست
ضربدر دو دست
چهار دست می شود!
چقدر ساده است حل مسئله!
اگر چه سالهاست که ما
برای حل آن کنار هم نشسته ایم
و آخرش طلسممان شکست
و تا ابد علامت؟ محو شد...
مجددآ سلام آشنای لحظه های من!
از این به بعد
"مرا به نام کوچکم صدا بزن"
(یادگاری از دوست خوبم مژگان)![]()


هدیه حیات
زندگی از جانب حق شد عطا
برگ برگش آیت پروردگار
عقل و هوش و چشم و گوش و قلب و عشق
داد ما را خالق هر سرنوشت
آدمی را مهلت تردید نیست
عضوهایش جز امانت بیش نیست
زندگی را فرصت تکرار نیست
عشق را مشقی به جز ایثار نیست
مجید کاغذگران (م.یاس)



بی تو مهتاب شبی بازازآن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره بدنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريزشد ازجام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم
گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطرصد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه شبی باهم ازآن كوچه گذشتيم
پر گشوديم ودرآن خلوت دل خواسته گشتيم
ساعتی برلب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آمد تو به من گفتی:
ازاين عشق حذر كن
لحظه ای چند براين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروزنگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی
چندی ازاين شهر سفركن!
با تو گفتم : حذرازعشق ندانم
سفرازپيش تو؟هرگزنتوانم نتوانم!
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی
من نه رميدم نه گسستم
باز گفتم كه:تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذرازعشق ندانم نتوانم!
اشكی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت...
اشک در چشم تو لغزيد
ماه برعشق تو خنديد
يادم آمد كه دگرازتو جوابی نشنيدم
پای در دامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت درظلمت غم
آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگرازعاشق آزرده خبر هم
نكنی ديگرازآن كوچه گذر هم
بی تو اما
به چه حالی من ازآن كوچه گذشتم...


مناجات
خدايا ناله هايم را نديدﻯ صداﻯ گريه هايم راشنيدﻯ
تو كه گفتى بخوانيدم به زارﻯ اجابت مى كنم هر جا كه باشى
بگفتى بنده ام را دوست دارم بخواهم بهترين ها را برايش
تو كه درمان هر دردى خدايا تو كه رحمان و غفارى خدايا
خدايا من چه گويم بيقرارم هميشه از جفايش غصه دارم
خدايا يار من را مهربان كن مرا از ديدن او شادمان كن
بگو اين عاشقت ديوانه ی توست فداى آن نگاه و خنده ى توست
نگاهى گرم بر رويش بينداز نه اين سان سرد راهت را نگردان
خدايا عاشقم ديوانه او خدايا شادم از هر شادى او
اگر روزى ببينم غصه دار است بميرم من ز درد و غصه او
چو فرهادم برايش در دل كوه چو مجنون از غمش اين سو و آن سو
خدايا من شدم پروانه ى او شدم رسواى عشق ديوانه ى او
ولى او شمع گشت و آتش افروخت پر پروانه آخر از غمش سوخت
خدايا من برايش بنده بودم چرا پس لايق وصلش نبودم
اگر از ديده ى من، او جدا شد اگر با ديگرى، او هم صدا شد
اگر او شاد باشد هر كجا هست من از يادش همى مسرور و شادم
(م.ياس)


به یاد موندنی ترین تاریخ سال جدید
۸/۸/۸۸
مصادف با سالروز میلاد با سعادت امام رضا(ع)

دوستای گلم سلام
امیدوارم سال جدید سال تحقق آرزوهای قشنگتون باشه![]()
لحظه ی سال تحویل یادتون باشه واسه همه دعا کنین بخصوص من![]()
سفره هفت سینتون پر از سلامتی،سعادت و سربلندی باشه ایشالله(سهم سلامتی ۵تا)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یادم باشد هرگز از یاد نبرم گرمی قلبهای پر مهرتان را که روزگاری چند مرهم دل بیقرارم بود(مرسی بخاطر مهربونیاتون)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آسمان اندیشه تان همیشه آبی
بهار اشعارتان همیشه سبز
و قلب پر مهرتان همیشه تپنده

حدود ۲۴ ساعت دیگه سال تحویل میشه
پیشاپیش سال نو مبارک
بازم میگم دوستون دارم
چند تاشو نمیدونم![]()
تعطیلات خوش بگذره



